تبلیغات
پایگاه مذهبی ولایـت فقـــــــیه - مطالب شهدا
هروقت دیدی تنها شدی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش ...
درباره ما
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام خدمت بینندگان عزیز و ارجمند
این سایت را هدیه می کنم آخرین امام حضرت بقیه الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف.
به روح ملکوتی امام و شهدا

توجه:نام این سایت مخفف کلمه پایگاه مذهبی ولایت فقیه است.P پایگاه m مذهبی v ولایت و f فقیه

توجه:تمامی مطالب سایت مربوط به پایگاه مذهبی ولایت فقیه بوده و دستنویس مباشد لذا هرگونه کپی برداری از مطالب بدون ذکر منبع مجاز نمی باشد.

هدف از ساخت این وبلاگ:بنده تصمیم گرفتم در این اوضاع که کشور های بیگانه دست به تهاجم فرهنگی زده اند با این تهاجم مقابله کنم و بتوانم به عنوان یک ایرانی به وظیفه خود عمل کنم و یکی دیگر از اهداف بنده آشنا کردن مردم با ولایت فقیه و روشنگری بود. همچنین بیزاری مردم از دولت های بیگانه.

آینده سایت:بنده امید وارم با کمک های شما دوستان این وبلاگ را به یکی از بهترین وبلاگ های مذهبی تبدیل کنم البته باکمک شما دوستان.

حال جادارد از دوستانی که در این جنگ به من کمک کرده اند تشکر کنم: گروه مدافعان جنگ نرم-آقای رستمی وبلاگ مقتدر مظلوم- آقای علی بابایی وبلاگ رهبرم سید علی-آقای جوادی محب عزیز که من را در راستای دامنه وبلاگ خیلی کمک کردند و سایر دوستانی که به بنده لطف داشتند.
____________________________
***افتخارات وبلاگ***
کسب مقام دوم در جشنواره ملی تبیان قم
____________________________
تاریخ ثبت وبلاگ:1390/1/14



نویسندگان
لینک های ویژه
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات
jood Support مسابقه بزرگ وبلاگ نویسی انقلاب ما
مطالب اخیر وبگاه
بنده هدفم از گذاشتن این مطلب در این روز ها که حال و هوای ایران تغییر کرده است و بوی مذاکره با امریکا را بعد از 34 سال گرفته این بود که یادمان نرود شهدای ما در حدود 25 سال پیش که اصلا هیچ کس در آن زمان فکرش را نمی کرد بعد از کلی رشادت و از خود گذشتگی مردم خیانت های دولت امریکا را فراموش کرده و حرف از سازش بزنند.
حالا این مطلب را که مربوط می شود به سردار رشید اسلام شهید حاج ابراهیم همت حتما بخوانید:
 
ما خسته نمی‎‌شویم و تا کربلا می‌جنگیم

شهید همت

ولایت فقیه- هدف بسیجیان کربلاست. منتهی در راه رسیدن کربلا هدفهای وسطی هم هستند. رسیدن به یک شهر و دو شهر تا کربلا. اگر بنا باشد بسیج راه بیفتد وشعار بدهد و حرکت کند به سوی کربلا، بدون اینکه کسی با او بجنگد، خوب، این کربلا عزت ندارد، کربلا در راهش ، شهید می خواهد و شکست می خواهد و کشته می خواهد و کشته می خواهد و پیروزی می خواهد و اسیر می خواهد و محاصره شدن می خواهد و محاصره کردن می خواهد، همه چیز می خواهد. رمضان می خواهد، محرم می خواهد، مسلم بن عقیل می خواهد، همه جور جنگیدن می خواهد.

این تصور که وقتی صحبت از کربلا شد یعنی این که این بار ما به کربلا می رسیم،این نباید باشد. ما باید خودمان را برای سختی ها آماده کنیم. ما باید چون انبیاء و اولیای الهی که زمانی که اراده می کردند بیش از ده سال در مکه و نزدیک به ده سال در مدینه می جنگیدند و تمام عمرشان جنگ بود و جهاد فی سبیل الله و خسته نشدن و نبریدند. و ما ای بسیجیان عزیز، از عملیات و جنگ نمی بریم. از عملیات خسته نمی شویم.

خوب دقت کنید،این برادران بسیجی عزیز، ما از عملیات نمی بریم و خسته نمی شویم و تا کربلا می جنگیم به شرط اینکه خودمان را آماده کنیم؛ و ما آماده نخواهیم شد مگر آنکه به دو جنبه توجه کنیم: آمادگی جسمی و آمادگی روحی. آمادگی روحی مهم تر از آمادگی جسمی است. آمادگی جسمی برای جنگیدن در راه خدا، برای پیاده روی و شکست داد دشمن و برای غلبه بر دشمن کافر، و آمادگی روحی یعنی پاک کردن درون. امام در صحبت هایشان بارها به این مطلب اشاره داشتند که عمده مسائل، اخلاص و خلوص است و اگر باشد همه چیز هست. یعنی پاک شدن درون، یعنی بیرون راندن هواهای نفسانی از ذات و از قلب و از دل از درون انسان. پاک شدن به منزله اینکه انسان ایثار پیدا کند، اخلاص پیدا کند، متقی شود و تقوی پیدا کند و جهاد فی سبیل الله در او رشد کند و خودش را انشاءالله برای یک عملیات بزرگ آماده کند و این انشاء الله در شما مصداق پیدا کند.

در دعاهایتان و در نمازهای شبانه و راز و نیازهایتان با خدا حرف بزنید و مظلومیت خود را به خدا ثابت کنید تا خدا دلش به حال شما بسوزد. خدا هم رئوف است، هم مهربان است و هم خشم و غضب می کند. برای اینکه لطف و رحمت و آمرزش خداوند شامل حال ما شود، باید اخلاص باشد و برای اینکه ما اخلاص داشته باشیم سرمایه می خواهد که از همه چیزمان بگذریم و برای اینکه از همه چیزمان بگذریم باید شبانه روز دلمان و وجودمان و همه چیزمان با خدا باشد. اینقدر پاک باشیم که خدا ما را مورد رحمت قرار دهد.
 
 
فرازی از سخنرانی شهید همت قبل از شروع عملیات والفجر


نویسنده افسر اسایبری در 07:47 ب.ظ | نظرات()
http://img1.tebyan.net/big/1386/04/519985190822088162001581352181301416479.jpg
سرجلسه ، وقت نماز که می شد، تعطیل می کرد تا بعد نماز . داشتیم می رفتیم اهواز . اذان می گفتند. گفت« نماز اول وقت رو بخونیم .» کنار جاده آب گرفته بود. رفتیم جلوتر؛ آب بود . آنقدر رفتیم ، تا موقع نماز اول وقت گذشت . خندید و گفت « اومدیم ادای مؤمن ها رو در بیاریم ، نشد.»

52- بعد از سخن رانی ول کنش نبودند. این قدر دور و برش می رفتند و می آمدند که از کارهای بعدیش عقب می افتاد . به م گفت « من بعد از این جا یه جای دیگه کار دارم. باید سر وقت برسم . صحبت من که تمام شد، تندی می آی مداحی رو شروع می گنی. نکنه فاصله بندازی و معطل کنی ها!»

53- سرش را پایین انداخت و گفت « سه ماه منتظر مونده اید واسه ی همچین روزی . چی بگم ؟ شرمنده م ! عملیات لو رفته . آب انداخته اند توی منتطقه » همه توی میدان صبحگاه داشتند گریه می کردند، او هم مثل بقیه .

54- گفتند « زیر هجده ساله ها برند پرسنلی برگیه تسویه بگیرند.» برگه ها دستمان بود. زار می زدیم التماس می کردیم بگذاردند برویم پیشش. سر به سرمان گذاشت. گت « بفرمایید خرابکارا!  تخریب چی هر جا بره ، حتما واسه ی خراب کاریه .» رفیقم با گریه گفت« قد شما که از ما هم کوتاه تره .» خنده ای کرد، گفت « برگردید برید سر گردان خودتون.»
بقیه در ادامه مطلب...



نویسنده افسر اسایبری در 05:51 ب.ظ | نظرات()
http://www.imna.ir/images/docs/000098/098903/images/ff2v04u3fs1jfcklordz.jpg
 این آخر ها زیاد بحث می کردم با هاش . قبلا نه. گفته بود گردان را برای عملیات حاضر کن ، خودت برگرد عقب . گردان را آماده کردم . خودم نرفتم. به ش گفته بودند. گفتند حاجی کارت دارد .رفتم . تا من را دید، گفت « تو چه ت شده ؟ قبلا حرف گوش می کردی.» ته دلم خالی شد. گفتم« حاجی!» گفت «جانم!» گفتم « از من راضی هستی؟ ته دلت ها ؟ » گفت « این چه حرفیه ؟ نباشم ؟ » رویش را برگردانده بود. برگشتم اصفهان . دیگر ندیدمش ، هیچ وقت.

 گفت « بشین بریم به دور بزنیم.» رفتیم . – من کارامو کرده م. دیگه کاری توی این دنیا ندارم . دعا کن برم دیگه بسه هر چی مونده م.یک ریز می گفت. پریدم وسط حرفش . گفتم « مارو آورده ای این حرفا رو بزنی؟ کی بود می گفت هوای خودتونو داشته باشین؟ مراقب باشید الکی از دست نرید؟ مگه جنگ تموم شده که می گی کار دیگه ای ندارم؟ ما همه مون به ت احتیاج داریم ...» من حرف می زدم، او گریه می کرد.

بقیه در ادامه مطلب...


نویسنده افسر اسایبری در 05:43 ب.ظ | نظرات()
http://www.bultannews.com/files/fa/news/1390/10/7/71246_118.jpg
کنار جاده،یک بسیجی ایستاده بود و دست تکان می‌داد. حاجی اشاره کرد راننده بایستد. در را باز کرد،طرف را نشاند جای خودش، خودش رفت عقب.
 بالای کوه آب نبود،می‌رفتند پایین کوه،برف های آب شده را می‌آوردند بالا.
رسیده بودیم بالای قله؛ بعد از سه ساعت کوه پیمایی. با این که کلی توی راه آب خورده بودم، باز تشنه بودم.
حاجی قبل از ما آن جا بود. علی ـ مسئول قله ـ برایمان شربت آورد. همه برداشتیم غیر از حاجی.
ـ چرا نمی‌خوری،حاجی؟
ـ ما می‌ریم پایین،آب هست.شما زحمت کشیده‌ین؛این آب ذخیره‌ی شماست.
 رفته بودم با احمد شناسایی. یکی با ما بود؛ برگشت گفت«راجع به شما یه چیزایی می‌گن.حسین و رضا می‌گن شما دیگه شهرنشین شده‌ین،پادگان پیداتون نمی‌شه.»
دیدم صورتش رنگ به رنگ شد. چندبار پرسید«حسین اینو گفته؟»
رسیدیم پادگان.توی راه هیچ چیز نگفت.چند دقیقه یک بار دستش را می‌برد پشت سرش،می‌گفت «لااله‌الاالله. لعنت بر شیطون.»
حسین و رضا توی پادگان نبودند.همین که رسیدند،خواستشان.سه تایی رفتند توی یک اتاق.در را که باز کردیم،هرسه گریه می‌کردند.
بقیه در ادمه مطلب...



نویسنده افسر اسایبری در 05:36 ب.ظ | نظرات()
آپلود سنتر مهندس طلبه

ولی واقعا حیف شد...
اگر بار دگر بودی جلیلی
آقای  روحانی اینست اعتدال؟؟؟
پس ما همون افراط را می خواهیم


نویسنده افسر اسایبری در 01:45 ب.ظ | نظرات()
http://bayanbox.ir/id/8636443146470464295?view
شهدا شرمنده ایم...


نویسنده افسر اسایبری در 10:53 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
طراح قالب
ثامن تم
آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
برچسب‌ها
نظرسنجی
به شما کدام دبیر شورای عالی امنیت از همه موفق تر بوده است؟